برنج آژاکس اروپا منچستر اخبار ورزشی و نتیجه های مسابقات

برنج: آژاکس اروپا منچستر اخبار ورزشی و نتیجه های مسابقات

گت بلاگز اخبار اجتماعی برخورد چکشی احمدی‌نژاد بعد از زلزله ورزقان

بازسازی، منزل سازی نیست. این شاید شاه کلید سخنان میهمانان نشست بررسی زلزله کرمانشاه بود که روز یکشنبه به همت دانشکده معماری دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد. نبود س

برخورد چکشی احمدی‌نژاد بعد از زلزله ورزقان

برخورد چکشی احمدی نژاد بعد از زلزله ورزقان

عبارات مهم : ایران

بازسازی، منزل سازی نیست. این شاید شاه کلید سخنان میهمانان نشست بررسی زلزله کرمانشاه بود که روز یکشنبه به همت دانشکده معماری دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد. نبود سیاست گذاری های عمومی متناسب، تاب آوری پایین، بی توجهی به تجربیات گذشته، مداخلات غیرحرفه ای و نمایشی درس های مهمی بود که به گفته سخنرانان این نشست باید از زلزله کرمانشاه بگیریم. درس هایی که در ده ها زلزله بزرگ کشور در دهه های اخیر نگرفته ایم و همچنان به تکرار غلط های گذشته مشغولیم.

برخورد چکشی احمدی‌نژاد بعد از زلزله ورزقان

بازسازی مناطق زلزله زده کرمانشاه که حالا بعد از گذشت روزهای بحرانی ابتدایی زلزله شروع شده، از آن نظر مهم است که اگر به درستی انجام نگیرد، بعد لرزه های پنهان و آشکارش را ماه ها یا سال ها بعد نشان خواهد داد. بعد لرزه هایی که ممکن است آسیب ها و تلفاتی زیاد از خود زلزله داشته باشد. درک این توصیه که بازسازی، منزل سازی نیست، نیز از همین نظر مهم هست. درک این حقیقت که زلزله یک اتفاق طبیعی هست؛ نه یک بلای آسمانی، به ما کمک می کند که از یاد نبریم زلزله نیز مانند هر اتفاق دیگری اگرچه آینده نگری ناپذیر هست؛ ولی خسارات و تبعاتش را می توان پیش گیری کرد؛ به شرط آنکه حاضر باشیم صدای متخصصان را بشنویم و آن طور که استاد دانشگاه شهید بهشتی روایت می کند، حراست را جهت توجیه آنان فرانخوانیم.

سیاست گذاری عمومی نیازمند توجه است

محمدحسین شریف زادگان، وزیر سابق رفاه و تأمین اجتماعی دولت اصلاحات و استاد دانشگاه شهید بهشتی، نخستین سخنران این مراسم بود که سخنان خود را با تقسیم بندی جنبه های متفاوت مواجهه با سوانح شروع کرد و گفت: در این زمینه می توانم به سه رویکرد کلی سیاست گذاری عمومی، تاب آوری سوانح و حکمروایی مدیریت سوانح اشاره کنم. می دانیم که سیاست گذاری عمومی، سیاست گذاری کلان تر از برنامه ریزی است و نگاه بلندمدت تری در آن جریان دارد و مانند برنامه ریزی مقید به وقت و بودجه نیست.

بازسازی، منزل سازی نیست. این شاید شاه کلید سخنان میهمانان نشست بررسی زلزله کرمانشاه بود که روز یکشنبه به همت دانشکده معماری دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد. نبود س

سیاست گذاری عمومی نمایان شدن اراده حکومت در عمل است که آن را می توان به عنوان مجراهای ساختاری و مرتبط متشکل از مقاصد، تصمیمات و اعمالی که نسبت به اقتدار عمومی در سطح محلی، ملی و بین المللی هستند، در نظر گرفت. سیاست گذاری عمومی بسیار به نهادگرایی متمایل است و سودمندی آن بسیار زیاد از هزینه های آن است و به همین علت است که در جوامع مدرن میل به زیادی به سیاست گذاری عمومی وجود دارد. تاب آوری ظرفیت مقابله با خطرات غیرمترقبه بعد از بروز است و به عبارتی توانایی یک سیستم جهت جذب و حل اختلالات خارجی هست. حکمروایی می تواند تاب آوری را زیاد کردن دهد و استرس ها و تنش های ناشی از حوادث را کم کردن دهد. ساخت این تاب آوری یک فرایند یادگیری است و نمایان شدن این یادگیری اجتماعی، سیاست سازی و اصلاح آمادگی قبل از سانحه است.

تجربه زلزله کرمانشاه نشان داد نهادهای رسمی و حرفه ای مثل هلال احمر یا دستگاه های دولتی که می توانند و باید کار پیشگیری، امداد و نجات و بازسازی را به انجام برسانند، در بین مردم هنوز به شکل کامل جا نیفتاده اند. اینکه مردم از سراسر کشور عزیزمان ایران به مناطق زلزله زده رفتند، چند جنبه متفاوت دارد. یکی از این جنبه ها جنبه انسانی آن هست. اینکه شخصی از یک استان دیگر چند پتو می خرد و خودش را به منطقه می رساند تا آن را به زلزله زده ها بدهد که درواقع نمودی از مهرورزی اجتماعی و انسانی هست؛ ولی این کار یک مفهوم دیگر هم می تواند داشته باشد و آن بی اعتمادی به توانایی یا حسن نیت نهادهای عمومی جهت رساندن کمک های مردمی به زلزله زدگان هست. بااین حال یکی از مواردی که مورد نیاز است راجع به زلزله اخیر به آن اشاره کنم، برانگیخته شدن حس یکپارچگی ملت کشور عزیزمان ایران بر مبنای تجربه زیستی یکسان بود که خودش را در همین اتفاق اخیر نشان داد و دیدیم که چطور اقوام متفاوت کشور در کنار برادران و خواهران کُرد خود قرار گرفتند.

آموزش ندیده ایم

برخورد چکشی احمدی‌نژاد بعد از زلزله ورزقان

شریف زادگان در بخش دیگری از سخنان خود گفت: توصیه دیگری که در زلزله اخیر کرمانشاه شاهد بودیم، نشانه هایی از نبود آموزش مناسب نهادهای حاضر در صحنه اتفاق بود. همان طور که می دانید، نخستین نهادی که در زلزله اخیر اقدام به امداد و نجات کرد، ارتش بود و همه نیروهای پادگان سرپل ذهاب از سرباز تا سرهنگ سریعا وارد منطقه شدند و کمک های شایانی هم کردند که نمودش را در رضایت عمومی مردم منطقه از ارتش در روزهای بعد از زلزله شاهد بودیم؛ ولی مشاهده می کنیم که این کمک ها در ابتدا به صورت سامان یافته نبوده هست؛ درحالی که یقینا نیروهای نظامی باید جهت مقابله با بحران هایی مانند این سوانح طبیعی آموزش های حرفه ای دیده باشند و شرکت دهی شده است تر عمل کنند.

ما در همین زلزله دیدیم که هر منزل ای که در روستاها بنیاد مسکن مقاوم سازی کرده بود، سالم مانده بود. در زلزله ورزقان هم همین طور بود. این یعنی کار غیرممکن نیست. بنیاد مسکن مرحله به مرحله در حال مقاوم سازی منزل های روستایی است و تابه حال دو مرحله ٢٠٠هزارتایی آن را به انجام رسانده که با وجود اینکه کاستی هایی هم دارد؛ ولی در چنین مواردی می بینیم که باعث نجات جان انسان ها می شود. شریف زادگان در بخش نهایی سخنان خود بر اهمیت نقش دولت به معنای عام آن در مواجهه با بلایای طبیعی تأکید کرد و گفت: سیاست گذاری عمومی مناسب نیازمند توجه جدی دولت هست، ضمن آنکه تاب آوری اجتماعی نیز نیاز به آموزش اجتماعی دارد. گذر با کمترین آسیب از چنین حوادثی نیازمند حکمروایی مناسب است که به معنی همکاری مردم و دولت جهت حکمرانی است.

بازسازی، منزل سازی نیست. این شاید شاه کلید سخنان میهمانان نشست بررسی زلزله کرمانشاه بود که روز یکشنبه به همت دانشکده معماری دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد. نبود س

کشور عزیزمان ایران یکی از ٦ کشور زلزله خیز جهان

علیرضا فلاحی، استاد دانشگاه شهید بهشتی و عضو گروه آموزشی سوانح و بازسازی در ادامه این نشست به صحبت پرداخت و در ابتدای سخنان خود بر لزوم توجه به زلزله خیز بودن کشور عزیزمان ایران در تصمیم گیری ها تأکید کرد و گفت: کشور عزیزمان ایران و ترکیه در خاورمیانه، چین و ژاپن در شرق آسیا و ایتالیا و ایالات متحده در غرب، شش کشور زلزله خیز دنیا هستند. چیزی حدود سه چهارم دانشگاه های پنج کشور از این شش کشور به نوعی به بحث سوانح طبیعی در رشته های برنامه ریزی شهری، منطقه ای و معماری می پردازند و فقط در کشور ماست که تعداد دانشگاه هایی که به این مسئله به صورت تخصصی می پردازند، از تعداد انگشتان دو دست هم کمتر هست. دیگر عادت کرده ایم مدت ها به این مسئله بی توجهی کنیم و بعد هنگامی که اتفاق ای اتفاق افتاد، بگوییم بلایی نازل شده است و چند روز عزای عمومی اعلام کنیم و بعد هم خبر روی خبر بیاید و عنوان تا وقوع اتفاق بعدی فراموش شود.

از آن بدتر اینکه با وجود وقوع حوادث طبیعی متعدد در کشور هنوز هم ما نمی دانیم در وقت وقوع چنین حوادثی چه باید بکنیم و اگر هم بدانیم به علت بی توجهی هایی که از قبل انجام داده ایم، امکان انجام آن را نداریم. فلاحی با اشاره به اوضاع سالن اجتماعات دانشکده معماری دانشگاه شهید بهشتی گفت: نگاهی به همین سالن بیندازید. می بینید که از سه دری که وجود داشته، دو در مسدود شده است و از فضای پشتش به عنوان انباری استفاده می کنند. فقط در سالن همین درب روبروست که در صورت وقوع اتفاق همه باید به اجبار از همین در خارج شویم. الفبای طراحی می گوید در مکانی که بیست نفر گنجایش دارد، در باید به بیرون باز شود ولی می بینیم که در این سالن با گنجایش هزار نفر به سمت داخل باز می شود.

برخورد چکشی احمدی‌نژاد بعد از زلزله ورزقان

این مسئله ای است که همه ما می دانیم ولی همچنان فکری به حال آن نمی کنیم و میلیون ها مورد این چنینی در سراسر کشور وجود دارد. ما باوجود تجربه ده ها زلزله بزرگ تر از شش ریشتر در ٦٠ سال اخیر در کشور عزیزمان ایران و هشت سال جنگ، همچنان در زمینه مدیریت بازسازی اوضاع خوبی نداریم. معمولا بعد از وقوع این حوادث به سرعت شروع به یافتن مقصر می کنیم و دنبال کشف این هستیم که چه کسی به صورت پنهانی کار خود را درست انجام نداده هست؛ درحالی که تحقیقات ما نشان می دهد بیش از ٩٠ درصد آنچه در این حوادث رخ می دهد و آنچه بعد از اتفاق با آن روبه رو می شویم؛ از قبل قابل آینده نگری و پیشگیری و درست در برابر چشمان ما هستند. درواقع سانحه به مثابه تیغ جراحی ضعف هایی را که در بناها و بافت شهر یا در زیرساخت های جامعه وجود داشته، آشکار می کند.

بازسازی ،خانه سازی نیست

این استاد دانشگاه در ادامه سخنان خود گفت: مرحوم نادر خلیلی در کتاب «خانه سرامیکی» که به انگلیسی منتشرشده مشاهداتش از زلزله طبس در دهه ٥٠ را مکتوب کرده است.در آن کتاب قسمتی از گفت وگو بین آسیب دیدگان و مسئولان روایت شده است که بازخوانی اش خالی از لطف نیست. آسیب دیدگان به مسئولان می گویند: «ما نیاز به آب داریم. محصولات ما باید برداشت شوند. از همه مهم تر درختان خرمای ما هستند؛ آنها دارند خشک می شوند. طبس بدون درخت چیزی نیست». پاسخ برنامه ریزان و مسئولان جالب است: «نگران نباشید. ما جهت شما یک شهر نو، مدرن و پیش ساخته خواهیم ساخت. فقط چند هفته طول می کشد. همه چیز آماده است». تفاوت آنچه آسیب دیدگان نیاز داشته اند و آنچه مسئولان به آن فکر می کرده اند، کاملا قابل ملاحظه هست. متأسفانه در اتفاق اخیر هم همان اوضاع ٤٠ سال قبل حاکم است.

یکی از دوستان روشنفکر که کلامشان هم زیباست، چند روز قبل گفته بودند با پولی که مردم به حسابش ریخته اند یک «روستای مدرن» خواهد ساخت. ما از این سابقه های مدرن سازی بسیار داشته ایم که شاید بدترینشان بازسازی خرمشهر بود. حتما به خاطر دارید که قرار بود آبادان، خرمشهر و هویزه بازسازی مدرن شوند ولی بعد از گذشت ٣٠ سال هنوز یک سوم خرمشهر بازسازی نشده؛ چون قرار بوده مدرن ساخته شود. متأسفانه ما هنوز یاد نگرفته ایم از اشتباهاتمان درس بگیریم. مسئله اینجاست که هنوز نفهمیده ایم جامعه چیست. جامعه فقط ساختمان نیست. شهر فقط بنا و سازه نیست. شهر مانند تار عنکبوتی به هم پیوسته است که از گره های متفاوت ساخته شده است و سانحه ای مثل زلزله این تار را از هم می درد و رشته ها را جدا می کند. سکونتگاه انسانی کوه یخی است که ما فقط ظاهرش را می بینیم. قسمت اعظم این کوه یخ از نگاه ما پنهان است و آن چیزی جز «چرایی» شکل گیری آن سکونتگاه و «چگونگی» شکل گیری آن نیست.

تا هنگامی که ما چرایی و چگونگی شکل گیری این سکونتگاه را نفهمیم، نمی توانیم آن را بازسازی کنیم. اگر ما شهر را متشکل از راه ها و ساختمان ها و زیرساخت ها بدانیم، تنها نوک این کوه یخ را دیده ایم و متوجه قسمت اعظم آن یعنی روابط اقتصادی، اداری، سیاسی، روانشناختی، محیط زیستی، فرهنگی و اجتماعی که یک شهر را می سازد نشده ایم که همه اینها در دو بخش خسارات مادی قابل مشاهده و خسارات معنوی غیرقابل مشاهده تقسیم بندی می شوند. این درک درست از اوضاع از آن جهت اهمیت دارد که به ما کمک می کند در تناوب بحران راهمان را گم نکنیم. ما می دانیم که ابتدا بحران داریم، سپس به مرحله مقابله می رسیم و بعد وارد مرحله آمادگی می شویم. در این بین پیشگیری است که حلقه واصل این مراحل است.

ما درحال حاضر در مرحله بازسازی مناطق زلزله زده کرمانشاه هستیم و نباید فراموش کنیم که این بازسازی باید همراه با اصلاح اوضاع پیشین باشد. این در حالی است که در مرحله بازسازی که هزینه ها و نیازها بسیار اوج می رود، کمک ها و پشتیبانی به منطقه زلزله زده به علت گذشت وقت به شدت کم کردن پیدا کرده هست. ما در مرحله اول امداد و نجات اسکان اضطراری را داریم. سپس در مرحله ساماندهی، سکونتگاه های انتقالی را داریم و در مرحله بازسازی شاهد اسکان دائم خواهیم بود. اگر نگاهی به این مراحل در کرمانشاه بیندازیم، می بینیم که در مرحله اول در شهر سرپل ذهاب چادرها در هر فضای بازی که ممکن بود، برپا شدند و هیچ توجهی به مکان یابی درست آنها نشد.

در نتیجه شاهد بودیم که با نخستین بارندگی ها خود این چادرها که قرار بود خاصیت امدادی داشته باشند، به معضل تبدیل و در آب شناور شدند. مرحله دوم که درحال حاضر در آن به سر می بریم؛ یعنی سکونتگاه های انتقالی، (در مورد خاص زلزله کرمانشاه آن را «چالش کانکس زدگی» می نامم) شک نکنید در آینده بحران های دیگری را هم ایجاد خواهد کرد. بعضی از این کانکس ها شبیه گاوصندوق هستند و هیچ روزنه ای ندارند. بعضی از آنها اصلا جهت سکونت نیستند و ارزش افزوده بیشتری دارند. مکان هایی که این کانکس ها در آن مستقر شده است اند، مکان یابی درستی ندارند و از همه اینها بدتر اینکه عدم مدیریت درست توزیع این کانکس ها و تفاوت ارزش و امکانات آنها باعث شده است امداد به عامل اختلاف تبدیل شود و متأسفانه شنیدیم که بر سر همین کانکس ها درگیری رخ داده هست.

تفاوت خاتمی و احمدی نژاد

فلاحی در ادامه سخنان خود گفت: در الگوی شرکت ملل متحد به کشورهای سانحه خیز توصیه اکید شده است است که با شرکت های موجود کار کنید و اگر ناتوان هستند، تقویتشان کنید نه اینکه شرکت موازی ایجاد کنید. ستارگان سینمایی و ورزشی هم اگر می خواهند کمک واقعی کنند، باید در قالب همین شرکت ها کمک کنند.

به یاد دارم در وقت زلزله بم، مدیر جمهور وقت مصاحبه ای کرد و گفت یک شرکت تازه ایجاد می کنیم تا با استفاده از کمک های بین المللی و مردمی بازسازی را انجام دهد. در آن وقت ما در دانشگاه بهشتی یک نامه به مدیر جمهور نوشتیم و گفتیم این کار را نکنید چون یک کار انحرافی است و باعث هدررفت منابع می شود. خوشبختانه عقل سلیمی وجود داشت و درخواست ما را پذیرفت و آن شرکت موازی ایجاد نشد و کمک ها در قالب بنیاد مسکن و هلال احمر هزینه شد. چند سال بعد در وقت زلزله ورزقان هم ما یک نامه به مدیر جمهور بعدی نوشتیم و گفتیم آیا وعده ساخت دوماهه مسکن جهت آسیب دیدگان می دهید و توضیح دادیم که عملی نشدن این وعده های غیرممکن چه عواقبی دارد؛ منتها این بار بعد از ارسال نامه، حراست سراغمان آمد.

الان هم گرفتاری ما این است که همه به فکر تهیه کانکس هستند ولی هیچ کس نمی پرسد کشاورزی این افراد چه شد، دامداری ارزش چه شد، مناسبات اجتماعی و اقتصادی ارزش چه وضعی پیدا کرده و چه کار باید کرد. استان کرمانشاه در وقت جنگ پتانسیل خود جهت خودکفایی را نشان داده است و ما باید به این ظرفیت های بومی منطقه توجه کنیم. یکی از وزرا هفته پیش گفت ساخت منازل تازه در مناطق زلزله زده از ماه آینده شروع خواهد شد ولی هم ما و هم آن وزیر محترم و بقیه مسئولان باید یادمان باشد بازسازی، منزل سازی نیست. بازسازی یک تخصص است و امیدواریم یک روز به آن توجه شود.

تخریب ٥٠٠ هزار واحد مسکونی در صورت وقوع زلزله در تهران

نعمت حسنی، استاد دانشگاه شهید بهشتی و عضو گروه سازه و زلزله دیگر سخنران این نشست بود که سخنان خود را با توضیح یک اشتباه معمول در بررسی خسارات حوادث شروع کرد و گفت: معمولا هنگام وقوع این حوادث به اشتباه خسارات و تلفات از صفر قیاس می شود درحالی که باید این خسارات و تلفات را با میزان مورد انتظار مقایسه کرد. جهت مثال هنگامی که تحقیقات پژوهشگران ژاپنی در سال ٢٠٠٠ در پایتخت کشور عزیزمان ایران نشان می دهد در صورت زلزله ای با یک مقیاس مشخص ٥٠٠ هزار واحد مسکونی در پایتخت کشور عزیزمان ایران تخریب می شوند، اگر در پایتخت کشور عزیزمان ایران با آن مقیاس زلزله ای بیاید و ٢٠٠ هزار واحد تخریب شود، باید خوشحال باشیم که ٣٠٠ هزار واحد مسکونی خراب نشده اند.

درست است که از دست رفتن جان یک انسان هم غم انگیز است ولی هنگامی که علمی به عنوان نگاه می کنیم زلزله ای با مقیاس ٧,٣ ریشتر که قدرتی برابر ٧٠٠ بمب اتمی دارد، می توانست تلفات و خسارات بسیار بیشتری داشته باشد. هنگامی که می بینیم سازه های مناطق زلزله زده در کرمانشاه استحکام خود را حفظ کرده اند ولی متعلقات آن تخریب شده است اند یعنی اسکلت ها به درستی ساخته شده است اند. ولی آیا قسمت های نازک کاری تخریب شده است اند؟ جوابش این است که هنگامی که از هزینه های منطقی ساخت یک ساختمان کم می کنیم، مطمئنا باید این کم کردن هزینه در جایی با کم کردن کارایی خودش را نشان دهد. حسنی با اشاره به لزوم بررسی ریشه ای پرسشها گفت تا هنگامی که ما ریشه پرسشها را نیافته ایم، هرگونه اقدام سطحی جهت حل مسئله ناموفق خواهد ماند.

ردپای دانش در تصمیمات دیده نمی شود

محسن غفوری آشتیانی، بنیان گذار پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و استاد دانشگاه، دیگر سخنران این نشست بود که سخنان خود را با تئاتر خواندن زلزله شروع کرد و گفت: زلزله در کشور ما مانند یک نمایش است که رخ می دهد و عده ای بازیگر نقش خود را بازی می کنند و ما هم حرف می زنیم و نمایش تمام می شود تا زلزله بعدی که دوباره نمایش شروع شود. در این مواقع عده ای متخصص نما شروع به نظریه پردازی می کنند و راجع به چیزهایی که نمی دانند حرف می زنند و جامعه را دچار تنش می کنند. از طرف دیگر مسئولان ما هم متوجه نیستند که مدیریت چنین حوادثی نیازمند یکپارچگی و هماهنگی است.

هر روز یک مسئول به آنجا می رود و دستور صادر می کند درحالی که مسئولان باید به عنوان نظاره گر عملکرد مدیران بحران و التیام بخش آلام روانی آسیب دیدگان به منطقه بروند نه اینکه قول و وعده ای بدهند که عملی نیست. متأسفانه درحال حاضر هیچ کس طبق دستورالعملی که برایش تعریف شده است کار نمی کند. فرض کنیم اصلا آن دستورالعمل غلط باشد، ولی عمل کردن به آن بدون شک بهتر از عمل نکردن هست. به گفته غفوری آشتیانی زلزله رودبار و منجیل شروع توجه جدی به زلزله شناسی در کشور عزیزمان ایران بود که باعث شد از دوران جاهلیت پیش از آن خارج شویم. آشتیانی دراین باره توضیح داد: در دوره ای از تاریخ معاصر ما پدیده بسازوبفروش داشتیم و بعد از انقلاب نیز شاهد پدیده بساز و برطرف نیازکن بودیم. جالب است که اغلب ساخته هایمان در طول این دوره نیز از مدرسه و ساختمان تا بزرگراه و بند به مرور وقت خراب شده است اند. بعد از زلزله رودبار متوجه شدیم ساخت وساز به همین آسانی ها هم نیست و لوازمی دارد. پژوهشگاه زلزله به همین علت ایجاد شد و اگر مقایسه ای بین امروز و آن روز داشته باشیم متوجه می شویم وضعمان خیلی بهتر شده است هست. ما نسبت به بسیاری از کشورهای درحال توسعه وضع بهتری داریم، ولی فراموش نکنیم که حق ما زیاد از این است و نگاهمان هم روبه جلو هست. آنچه در زلزله اخیر کرمانشاه اتفاق افتاد انعکاسی از جامعه ماست.

نبود یکپارچگی بین مؤلفه ها که در زلزله کرمانشاه باعث آسیب شد در پایتخت کشور عزیزمان ایران هم جاری هست. درس مثبتی که از زلزله کرمانشاه می گیریم این است که کسانی که حداقل های ایمنی را رعایت کرده بودند مصون ماندند. این درس مهمی جهت همه ماست که یادمان باشد اگر روی ایمنی سرمایه گذاری کنیم در چنین مواقعی نتیجه اش را می بینیم. در همین زلزله اخیر، ساختمان مسکن مهری را دیدم که کولر طبقه پنجمش هم تکان نخورده بود. ساختمان مسکن مهر دیگری هم بود که اسکلتش سالم بود ولی دیوارهایش فروریخته بودند. ساختمان مسکن مهر دیگری هم بود که یک طبقه کامل نشست کرده بود. این تفاوت ها را در ساختمان های مسکونی شخصی هم دیدم. این تفاوت فاصله بین فوت و زندگی هست. اگر می خواهیم آسیب کمتری ببینیم باید یاد بگیریم فاصله بین علم و عملمان کم شود. باید دانشی که داریم در بدنه اجرائی و تصمیم گیری کشور جاری باشد که به نظرم امروز این اوضاع حاکم نیست. ما امروز ردپای علم را در تصمیم ها نمی بینیم.

اخبار اجتماعی – شرق

واژه های کلیدی: ایران | زلزله | سیاست | بازسازی | دانشگاه | کرمانشاه | عزای عمومی | استاد دانشگاه


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs